علي محمد ميرجليلى

248

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

نشده‌اند . ما در اين فصل نمونه‌هايى از تفاسير فلسفى ، تفاسير كلامى ، تفاسير عرفانى ، تفاسير اخلاقى و . . . را در « وافى » مورد بررسى قرار مىدهيم . روش فلسفى فيض در شرح روايات اعتقادى به ويژه در مباحث توحيد و صفات الهى كاملًا مانند يك فيلسوف بحث كرده است ، به طورى كه در برخى از موارد ، اگر توجّه خواننده به « بيان » ها و شرح‌هاى فيض باشد و به خود روايات نظر نيفكند ، گمان مىكند كه در حال مطالعهء يك كتاب فلسفى است ، نه جامع روايى . « 1 » عنايت فيض به فلسفه تا آنجاست كه از فلسفه و عرفان با عبارت « العلوم الحقيقيه » نام مىبرد ، گويا علوم ديگر در ارزش ، قابل مقايسه با اين دو نيستند . « 2 » گاهى نيز خداوند را به جهت توفيق بر درك مباحث عميق فلسفى ، سپاس مىگويد و به خود مىبالد كه توفيق فهم اين مباحث را از خداوند دريافت كرده است . « 3 » گاهى هم اشاره مىكند كه درك مطالب بلند فلسفى ، مختصّ خواصّ از دانشمندان است . « 4 » البته در تمام موارد به عمق مباحث فلسفى وارد نمىشود و متذكّر مىشود :

--> ( 1 ) . براى نمونه به الوافى ، ج 1 ، ص 446 و به طور كلّى « ابواب معرفة اللّه و ابواب معرفة صفاته و اسمائه » در جلد اوّل مراجعه شود . ( 2 ) . فيض بارها از ملّاصدراى شيرازى با تعبير « استاذنا » يا « استاذنا فى العلوم الحقيقيه » نام برده است . ر . ك . به : الوافى ، ج 1 ، ص 363 و 396 و 469 . در فصل اوّل گذشت كه فيض نزد صدرا به يادگيرى فلسفه و عرفان پرداخته است . ( 3 ) . وللّه الحمد على ما فهمنا من غوامض علمه . الوافى ، ج 1 ، ص 510 . ( 4 ) . و من جمله تأويلاته ( حديث ) على ما يناسب فهم الخواص . . . الوافى ، ج 1 ، ص 396 و نيز ج 1 ، ص 469 .